تبليغاتX
http://asadream.us نانوشته های خاموش

پریشان نوشته های گمنام عاشق

...جیگمیل خوشگل،اینم تقدیم تو باشه...

... باز دلم هواتو کرده،بیاپیشم مهربونم

... به خدا قسم که بی تو نمی تونم که بمونم

...فکر کنم توقعی نیست که بیای پیشم بشینی

... توچشات نگا کنم من،توچشام عشقو ببینی

... این کویر دل من یه قطره بارونم نداره

... زیر ِچشم نگام بکن باز شاید آسمون بباره

...زل زدم تو خم ِجاده تا شاید بیای دوباره

...اگه باشی توی ِدل،غصه دیگه پا نمی ذاره

... نصف ِشب گذشته،چشمات توی ِخواب ِناز ِنازه

...امّا حیف تورو ندارم،من که چشمام باز ِبازه

...ای خدا این شب ِتاریک ،چقدر دور و درازه

... ای خدا زندگی اینه؟ هر کی عاشقه، می بازه؟

...فکرشو نکن عزیزم،هر کسی یه جوری گیره

... اون که عشق، تودل نداره،خدا عمرشو بگیره

مهسای ناز نازی اینم تقدیم ِاون قلب مهربون و

 معصومت که برام خیلی عزیزی.این تحفهء ناقابل رو از این دائی جونت بپذیر. دوست دارم با (ص) صابون

تا همه تو کفش بمونن.

نوشته شده توسط علی قربانی (حسرت) در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 7:28 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نویسندگان
پیوندها
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط علی قربانی (حسرت) محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.